مقالات حسابداری،ارشد

رفاقت و مطالعه به امید ارشد!

مقاله مدیریت:بررسي رابطه بین نظام راهبری و ارزش بازار شرکتها در ایران

مقاله مدیریت:بررسي رابطه بین نظام راهبری و ارزش بازار شرکتها در ایران

بررسي رابطه بین نظام راهبری و ارزش بازار شرکتها در ایران

 دکتر روح اله رجبی* علی خدابخشی**[1]

 چکیده:

 با گسترش  شرکت های سهامی ومطرح شدن تئوری نمایندگی وافزایش وظایف واختیارات هیئت مدیره شرکتها ، این سوال مطرح گردیدکه مدیرانی که درواقع مالک  کل شرکت نمی باشند چگونه پیگیر منافع سهامداران(سایر مالکان موسسه) خواهندبود ودر ضمن چه تضمینی وجود دارد که منافع کلیه سهامداران شرکت ، اعم از سهامدار عمده وسهامدار جزئی(سهامدار اقلیت) وهمه گروههای ذینفع ، از سوی شرکت لحاظ گردد؟ راهبری شرکتها مجموعه ای ازمکانیسم های کنترلی درون شرکتی وبرون شرکتی می باشدکه تعادل مناسب میان حقوق صاحبان سهام ازیک سو ونیازها واختیارات هیئت مدیره را ازسوی دیگر برقرارمی نماید و درنهایت این مکانیسم ها اطمینا ن معقولی  را  برای صاحبان سهام وتهیه کنندگان منابع مالی وسایر ذینفعان،نسبت به حفظ منافعشان  فراهم می آورد. این تحقیق  با توجه به اطلاعات و صورتهای مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بدنبال یافتن پاسخ این سوال بودکه؛ آیا ساختار راهبری  شرکتها و مکانیزم های راهبری بکارگرفته شده توسط این شرکتها تأثیری  بر ارزش شرکتها داشته است؟ در واقع آیا شرکتهای باسطح راهبری شرکتی بالاتراز ارزش بالاتری نیز برخوردارهستند. دراین تحقیق تعدادی ازمکانیسم های راهبری  شرکتها راکه با محیط مالی و اقتصادی کشورانطباق بیشتری داشته ،مورد بررسی واندازه گیری قرار گرفت و شاخص راهبری شرکتها(G index) ،برای شرکتهای انتخاب شده محاسبه گردیدکه ترکیبی از عوامل  تعریف شده  راهبری  شرکت ها میباشد. در مرحله بعد به بررسی رابطه بین این متغیر با ارزش شرکتها  پرداخته شده است .

وازگان کلیدی: راهبری شرکتها،شاخص راهبری شرکتها، G index

 

1- مقدمه :

توسعه پاسخ‌گویی[2] و مسئولیت‌های اجتماعی مدیریت شرکت‌های سهامی در ابتدای قرن بیست و یکم منتهی به مطرح شدن بحث نظام راهبری شرکت‌ها [3] گردیده است .در دهه‌های اخیر موضوع برقراری سیستم‌های کنترل‌های داخلی و چگونگی مشارکت دادن و سهیم نمودن همة سهامداران و یا به بیانی دیگر؛ لحاظ نمودن حقوق تمام گروههای ذینفع[4] موضوع کار محافل مالی و اقتصادی جهان قرار گرفته است .بی شک نظام راهبری شرکت‌ها جزء کوچکی از قلمرو حکمرانی و راهبری سالم در مجموعه کشور تلقی می‌شود . راهبری شرکت تنها بخشی از محیط اقتصادی بزرگ‌تری است که شرکت‌ها در آن به فعالیت می‌پردازند که برای مثال شامل سیاست‌های اقتصادی کلان ، میزان رقابت در محصول و بازارها می‌باشد . چارچوب راهبری  هر شرکت بستگی به محیط قانونی ، نظارتی و نهادی دارد نظام مناسب راهبری شرکتها به دنبال استقرار چارچوبی مدون و مکانیزم‌های مناسب برای برقراری رابطه‌ای متعادل میان منافع سهامداران جزءاز یک سو و سهامداران کنترلی یا اکثریت  از سوی دیگر می‌باشد و در دیدگاه‌های جدیدتر سمت توجه جدی به حقوق کلیه گروههای ذینفع ، اجتماع ، بازار سرمایه و مجموع شرکت‌ها گرایش یافته است . نظام راهبری شرکتها بر شفافیت[5] و افشای اطلاعات و حذف اطلاعات درونی[6] تأکید داشته و با استفاده از تمهیدات و مکانیزم‌هایی سعی در عدم تمرکز قدرت در شرکت‌ها و تفکیک کامل مدیریت از مالکیت ، سعی در رعایت  صرفه و صلاح سهامداران به طور یکسان دارد .

2- بیان مسئله:

      درحدود سیصدسال قبل که آدام اسمیت درکتاب ثروت ملل بحث تفکیک مالکیت شرکتها را از گردانندگان (مدیران) آن مطرح کرد، همواره مکانیسم هایی برای برقراری تعادل میان منافع صاحبان موسسات (سرمایه گذاران)ومدیران پیشنهادگردیده است. با توسعه  شرکت های سهامی ومطرح شدن تئوری نمایندگی وافزایش وظایف واختیارات هیئت مدیره شرکتها ، این سوال به صورت جدی تری  مطرح میگرددکه مدیرانی که درواقع مالک شرکت نمی باشندچگونه پیگیر منافع سهامداران(مالکان موسسه) خواهندبود. با تفویض اختیارات نامحدود ازسوی مالکان شرکت  به هیئت مدیره ،توجه به نظام راهبری شرکتها به صورت چشمگیری افزایش یافته است.  راهبری شرکتها   مجموعه ای ازمکانیسم های کنترلی درون شرکتی وبرون شرکتی می باشدکه تعادل مناسب میان حقوق صاحبان سهام ازیک سو ونیازها واختیارات هیئت مدیره  را از سوی دیگر برقرارمی نماید و درنهایت این مکانیسم ها اطمینا ن معقولی را  برای صاحبان سهام وتهیه کنندگان منابع مالی وسایر گروههای ذینفع فراهم می نماید مبنی  براینکه سرمایه گذاریشان با سود معقولی  برگشت شده ومنافع ایشان لحاظ خواهد شد.

ارزش بازار سهام شرکتها میتواند متأثر از عوامل گوناگونی باشدکه تاکنون تعداد زیادی ازاین عوامل درتحقیقات ومتون  مختلف مورد بحث وبررسی قرارگرفته است.دراین تحقیق  این سوال مطرح است که آیاشرکتهای باسطح راهبری شرکتی بالاتراز ارزش بازار و درنتیجه  قیمت سهام بالاتری نیز برخوردارهستند درواقع ساختار راهبری  شرکتها و مکانیزم های راهبری بکارگرفته شده توسط این شرکتها چه تأثیری  بر ارزش شرکتها(ارزش بازارسهام شرکتها) داشته است و یا به عبارتی آیا می توان با بهبود نظام راهبری شرکتها ارزش آنها را افزایش خواهد داد.ین تحقیق تعدادی ازمکانیسم های راهبری  شرکتها را که با محیط مالی و اقتصادی کشورانطباق بیشتری داشته  وقابل دسترسی ومحاسبه بوده را مورد بررسی واندازه گیری قرار داده؛که این عوامل  شامل: ساختارهیئت  مدیره( استقلال مدیر عامل ،تعداد اعضای موظف واعضای غیر موظف هیئت  مدیره(کمیته حسابرسی))،سهام  مدیران (سهام اعضای هیئت مدیره ) ،ترکیب سهامداران شرکت(سهامداران دارای کنترل وسایر گروه سهامداران جزء ، میزان کنترل و نفوذ قابل ملاحظه  سایرین  برشرکت(شرکت اصلی وفرعی) ومیزان مالکیت ونفوذ دولت(دولت یا مراجع شبه دولتی در بورس)و شفافیت مالی  ومیزان افشاء در صورتهای مالی(حسابرسی توسط حسابرسان بخش دولتی یا بخش خصوصی) ،از جمله عوامل تشکیل  دهنده  شاخصی هستند به عنوان شاخص راهبری شرکتی  ((G   Index ، که ترکیب موزونی از عوامل  بوجود آورنده  راهبری  شرکت ها می باشد . پس از محاسبه این شاخص وطبقه بندی شرکتها براساس این شاخص به  بررسی رابطه آن با ارزش بازار شرکتها پرداخته شده است.

 

3-ساختار نظری تحقیق:

    دراین تحقیق  عوامل ومتغیرهای کمیّت پذیر راهبری شرکتها را که درمحیط وشرایط اقتصادی ومالی ایران قابل محاسبه ودسترسی است را انتخاب نموده که این عوامل شامل: ساختارهیئت  مدیره (استقلال مدیر عامل ،تعداد اعضای موظف واعضای غیر موظف هیئت  مدیره (کمیته حسابرسی[7]))،سهام  مدیران (سهام اعضای هیئت مدیره ) ،ترکیب سهامداران شرکت(سهامداران دارای کنترل وسایر گروه سهامداران جزء ،شفافیت ومیزان افشاء در صورتهای مالی، میزان کنترل و نفوذ قابل ملاحظه  سایرین  برشرکت(شرکت اصلی وفرعی)،میزان سهام شناور آزاد شرکت در بازار بورس و میزان مالکیت ونفوذ دولت(دولت یا مراجع شبه دولتی در بورس) می باشند. سپس برای شرکتهای انتخاب  شده شاخص راهبری شرکتها  (G index)، که ترکیب موزونی ازعوامل  کمّی شده فوق می باشد را تشکیل داده  وسپس به بررسی رابطه میان این شاخص با

شاخص های ارزش  بازار شرکت پرداخته شده است. برای محاسبه ارزش شرکت از دو شاخص استفاده گردیده است ؛ توبین)q توزیع  کیو[8])؛ که از معیارهای مناسب برای اندازه گیری وارزشگذاری شرکتها میباشد) وهمچنین نسبت ارزش بازار برارزش دفتری سهام شرکت ، استفاده می کنیم؛ سپس رابطه بین شاخص راهبری شرکتها را با دو نسبت فوق(که مبین ارزش شرکت میباشند) را مورد بررسی قرار می دهیم.

4- فرضیه های تحقیق:

فرضیه اصلی اول تحقیق:  بین عوامل موثربر راهبری شرکتها وارزش شرکتها  رابطه معنی دار وجود دارد.

فرضیه اصلی دوم  تحقیق:  بین سطح راهبری شرکتها وارزش بازار شرکت رابطه معنی دار وجود دارد.

فرضیه اصلی سوم  تحقیق:  شرکتهای دارای سطح بالاتری از  شاخص راهبری شرکتها[9]  از ارزش بازار بالاتری برخوردار هستند.

1-4- فرضیه های فرعی تحقیق:

  چون فرضیه اول تحقیق به بررسی  وجود رابطه  معنی دار بین عوامل راهبری شرکت وارزش شرکتها  می پردازد .بنابراین رابطه بین هر یک از عوامل راهبری شرکتها وارزش شرکتها در  فرضیه های  فرعی زیر بیان گردیده است:

فرضیه فرعی 1-1:بین شاخص راهبری شرکت، تفکیک مدیر عامل از اعضاء هیئت مدیره با شاخص های ارزش شرکت رابطه معنی دار وجود دارد.

 فرضیه فرعی 2-1:بین شاخص راهبری شرکت، نسبت مدیران(اعضاء) غیر موظف هیئت مدیره  به مدیران(اعضاء)موظف هیئت مدیره شرکت  با شاخص های ارزش شرکت رابطه معنی دار وجود دارد.

فرضیه فرعی 3-1:بین شاخص راهبری شرکتها ، میانگین سهام تحت تملک  اعضاء هیئت مدیره شرکت با شاخص های ارزش شرکت رابطه معنی دار وجود دارد.

فرضیه فرعی 4-1:بین شاخص راهبری شرکتها،میزان سهام تحت تملک بزرگترین سهامدار شرکت  با شاخص های ارزش شرکت رابطه معنی دار وجود دارد.

فرضیه فرعی 5-1:بین شاخص راهبری شرکتها، شخصیت اصلی یا فرعی بودن شرکت مورد بررسی ، با شاخص های ارزش شرکت ،رابطه معنی دار وجود دارد.

فرضیه فرعی 6-1:بین شاخص راهبری شرکتها،میزان سهام در دست دومین سهامدار بزرگ شرکت تا سهامدار بالای یک درصد (میزان توزیع سهام بین سهامداران، با شاخص های ارزش شرکت ،رابطه معنی دار وجود دارد.

فرضیه فرعی 7-1:بین شاخص راهبری شرکتها، مالکیت ونفوذ(کنترل) دولت بر شرکت با شاخص های ارزش شرکت رابطه معنی دار وجود دارد.

فرضیه فرعی 8-1:بین شاخص راهبری شرکتها، میزان سهام شناور شرکت در بازار ، با شاخص های ارزش شرکت رابطه معنی دار وجود دارد.

فرضیه فرعی 9-1:بین شاخص راهبری شرکتها ، شفافیت وافشاء در صورتهای مالی شرکت(که با  شاخص، مرجع حسابرسی صورتهای مالی شرکت ،نشان داده شده است ) ؛ با شاخص های ارزش شرکت رابطه معنی دار وجود دارد.

 

5- جامعه آماری تحقیق:

         جامعه آماری تحقیق کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تا پایان سال مالی  1383 ،می باشند که تعداد آنها 405  شرکت بوده است. اطلاعات این شرکتها از محل آرشیو بانک اطلاعاتی شرکتهای بورسی ویا از محل پایگاه اطلاع رسانی بورس  اخذ شده است . سال1383 به این علت انتخاب گردید که توجه به بحث راهبری شرکتها در سالهای اخیر بیشتر مورد توجه قرار گرفته شده است ودر تحقیقات وهمایشها و.. مطرح گردیده است.ودر ضمن به اذعان صاحبنظران در این زمینه در  سال 1383 ،شاهد رونق بازار سرمایه وفعال شدن بورس بوده ایم و در ضمن قیمتهای سهام در سال فوق کمتر دستخوش تحولات خارج از بازار (سیاسی و اقتصادی) قرار گرفته است .

6- حجم نمونه و روش نمونه گیری :

  در این پژوهش متغیر های کمی وکیفی تاثیرگذار بر راهبری شرکت مورد ارزیابی قرارگرفته شده لذا برای تعیین حجم نمونه باتوجه به متغیرهای تشکیل دهنده شاخص راهبری شرکتها، از روابط مربوطه(فرمول کوکران[10]) برای تعیین اندازه نمونه استفاده نموده و تعداد 80 شرکت ، به عنوان حجم نمونه مناسب برای این پژوهش انتخاب گردید که در حدود یک پنجم کل بازار می باشد.

7-متغیرهای تحقیق:

1-7- تفکیک مدیرعامل شرکت از اعضاء هیئت مدیره شرکت: این متغیر نسبی در واقع بیان می دارد که آیادر شرکت مورد بررسی، شخص مدیر عامل از شخص رئیس هیئت مدیره ویا اعضاء هیئت مدیره جدامی باشد یاخیر.به عبارتی دیگر آیا مدیر عامل شخصی غیر از اعضاء هیئت مدیره می باشد ویا اینکه  یکی از اعضاء هیئت مدیره شرکت مسئولیت مدیر عاملی شرکت را نیز برعهده  گرفته است. که برای نشان دادن آنها از متغیر های اسمی(0و1) استفاده گردید..این متغیر با نماد(Ceo-is-top-dir )نشان داده شده است.

      2-7- نسبت اعضاء غیر مؤظف هیئت مدیره به اعضاء مؤظف هیئت مدیره شرکت :این متغیر  نشان دهنده نسبت اعضاء غیر مؤظف هیئت مدیره به کل اعضائ هیئت مدیره می باشد. مدیر غیر موظف؛عضو پاره وقت هیات‌مدیره است که فاقد مسوولیت اجرایی در شرکت می‌باشد. این شاخص  با نماد (out-ratio) نشان داده شده است.

    3-7-سهام تحت تملک اعضای هیئت مدیره شرکت : این متغیر نشان دهنده میانگین سهام اعضای حقیقی وحقوقی عضوهیئت مدیره می باشد. این متغیر  با نماد  top-5)) نشان داده شده است.

      4-7-  میزان سهام تحت تملک سهامدار عمده شرکت :  این متغیر  نشان دهنده در صد سهام  تحت تملک بزرگترین سهامدار شرکت می باشد.که از  یادداشتهای ضمیمه صورت های مالی اساسی شرکت این شاخص را بدست می آوریم.این متغیر با نماد  (top-1 ) نشان داده شده است

     5-7- شرکت اصلی یا فرعی بودن  شرکت مورد بررسی :این متغیر  نشان می دهد که آیا شرکت مورد بررسی تحت کنترل شرکت دیگری می باشد یا خیر. این متغیر با نماد( parent ) وبا متغیرهای اسمی(0و1) نشان داده شده است

     6-7- ساختار مالکیت شرکت)ساختار توزیع سهام دربین سهامداران شرکت):این متغیر  نشان دهنده نحوه توزیع مالکیت(مالکیت متمرکز یا مالکیت هرمی) شرکت می باشد . شاخص فوق جمع درصدهای سهام تحت تملک بزرگترین سهامدار وهمچنین به ترتیب سایر سهامداران  بالای یک در صد(معمولا شخص حقوقی) می باشد که این متغیر با نماد ( (cstr2-1% نشان داده شده است

 7-7-  میزان مالکیت ونفوذ دولت در شرکت : متغیر سهامداری دولت این  مسئله را مورد بررسی قرار می‌دهد که آیا سهامدار دارای کنترل(سهامدار عمده) دولت ،نهادهاوشرکتهای دولتی و شبه دولتی  می باشند یا خیر . این متغیر  با مقادیر اسمی(0و1) نماد (so-top1 ) نشان داده شده است.

       8-7-درصدسهام شناور آزاد شرکت دربازار بورس: منظور از سهام شناور آزاد مقدار سهمی است که انتظار می رود در آینده نزدیک قابل معامله باشد، یعنی در مالکیت دارندگانی است که آماده اند در صورت اخذ قیمت مناسب ،آن را برای فروش عرضه نمایند این شاخص بانماد ((float share نشان داده شده است.

9-7-مرجع حسابرسی شرکت (سازمان حسابرسی یا حسابرسان بخش خصوصی): از این متغیربرای نشان دادن میزان شفافیت وافشاء در صورتهای مالی شرکتهای مورد بررسی استفاده گردیده است.این شاخص نشان دهنده آن  است که صورتهای مالی اساسی شرکت توسط کدام گروه از حسابرسان مورد حسابرسی وبررسی قرار گرفته شده است. این متغیر  با مقادیر اسمی(0و1)و نماد (auditor ) نشان داده شده است.

10-7- ایجاد شاخص راهبری شرکتها( شاخص G):

          پس از جمع آوری داده های مربوط به هر یک از عوامل راهبری شرکتها،پس از مقایسه نمره کسب شده شرکت از شاخص مربوطه در مقایسه با جمع نمرات همه شرکتها از شاخص فوق ، امتیاز هر شرکت از هریک از شاخصهای راهبری مشخص گردید که از حاصل جمع این اعداد، شاخص (امتیاز)کلی راهبری شرکتها (G index ) بدست آمد. شرکت دارای بالاترین شاخص G به عنوان رتبه اول طبقه‌بندی شد و شرکت با کمترین مقدار از شاخص G به عنوان شرکت هشتادم رتبه‌بندی گردید. در مرحله بعد به بررسی رابطه بین شاخص فوق و معیارهای ارزشیابی شرکتها پرداخته شد.

11-7- معیارهای اندازه گیری ارزش شرکت:

1-11-7-توبین کیو(tobin q):

            توبین(توزیع) کیو از جمله شاخصهایی می باشد که اول بار توسط جیمز توبین[11] ،برنده جایزه نوبل اقتصاد، به منظور اندازه گیری ارزش شرکتها مطرح گردید. درحال حاضر در مباحث مدیریت مالی و سرمایه گذاری  از اشکال مختلف این شاخص به صورت گسترده برای اندازه‌گیری ارزش شرکت‌های پذیرفته  شده در بورس اوراق بهادار استفاده  می گردد..شاخص فوق در واقع بیانگر نسبت ارزش بازار داراییهای شرکت به بهای جایگزینی دارایی های شرکت می باشد. که برای محاسبه آن با اطلاعات موجود در صورتهای مالی شرکتها ، توبین q  از رابطه زیر محاسبه گردید.

 

 

ارزش دفتری بدهی‌های جاری  شرکت +ارزش دفتری موجودی‌های شرکت+ارزش دفتری بدهی

                             بلند مدت شرکت +ارزش بازار کل سهام‌ عادی شرکت         

                                                                                                                   Tobin q [12]   =                                   ارزش دفتری کل دارایی‌های شرکت.

 

2-11-7-نسبت ارزش بازاربه ارزش دفتری کل دارایی ها (m/b ):

نسبت بیا نگر کل ارزش بازار سرمایه (کل سهام  عادی)  شرکت تقسیم بر  ارزش دفتری مجموع دارایی‌های شرکت می باشد [13]. ارزش بازار مجموع سرمایه (سهام عادی )شرکت از حاصلضرب ارزش بازار سهام( در آخرین روزهای سال مالی )در تعدادسهام عادی بدست می آید .

8- نتایج حاصل از آزمون فرضیات تحقیق :

          به منظور بررسی وجود رابطه معنی دار بین شاخصهای نه گانه راهبری شرکتها و دو شاخص ارزشیابی شرکتها ،با استفاده از ضریب همبستگی بین متغیرها ،مدل رگرسیون ،معادله خط رگرسیون و جدول نتایج آزمون رگرسیون بین متغیرها با استفاده از نرم افزار spss  به تجزیه وتحلیل فرضیات تحیق پرداخته شده است. با توجه به اسمی و رتبه ای بودن برخی متغیرها از  ضریب همبستگی پیرسون وضریب همبستگی رتبه ای اسپیرمن  به منظور بررسی رابطه معنی دار در سطح اطمینان  95% استفاده گردیده است. همانگونه که بیان گردید فرضیه اول تحقیق خود به نه فرضیه فرعی تقسیم گردید وسپس فرضیه دوم وسوم تحقیق  مورد بررسی قرار گرفت.که نتایج حاصل به صورت خلاصه در جدول زیر

آورده شده است.

ردیف

فرضیه تحقیق

نتیجه

فرضیه اصلی اول

بین عوامل موثربر راهبری شرکتها وارزش شرکتها  رابطه معنی دار وجود دارد.

وجود رابطه معنی دار .

فرضیه فرعی اول

بین شاخص راهبری شرکت، تفکیک مدیر عامل از اعضاء هیئت مدیره با شاخص های ارزش شرکت رابطه معنی دار وجود دارد.

وجود رابطه معنی دار .

فرضیه فرعی دوم

بین شاخص راهبری شرکت، نسبت مدیران(اعضاء) غیر موظف هیئت مدیره  به مدیران (اعضاء) موظف هیئت مدیره شرکت  با شاخص های ارزش شرکت رابطه معنی دار وجود دارد.

وجود رابطه معنی دار .

فرضیه فرعی سوم

بین شاخص راهبری شرکتها ، میانگین سهام تحت تملک  اعضاء هیئت مدیره شرکت با شاخص های ارزش شرکت رابطه معنی دار وجود دارد.

وجود رابطه معنی دار .

فرضیه فرعی چهارم

بین شاخص راهبری شرکتها،میزان سهام تحت تملک بزرگترین سهامدار شرکت  با شاخص های ارزش شرکت رابطه معنی دار وجود دارد.

وجود رابطه معنی دار .

فرضیه اصلی پنجم

بین شاخص راهبری شرکتها، شخصیت اصلی یا فرعی بودن شرکت مورد بررسی ، با شاخص های ارزش شرکت ،رابطه معنی دار وجود دارد.

عدم وجود رابطه معنی دار .

فرضیه فرعی ششم

بین شاخص راهبری شرکتها،میزان سهام در دست دومین سهامدار بزرگ شرکت تا سهامدار بالای یک درصد (میزان توزیع سهام بین سهامداران، با شاخص های ارزش شرکت ،رابطه معنی دار وجود دارد.

وجود رابطه معنی دار .

فرضیه فرعی هفتم

بین شاخص راهبری شرکتها، مالکیت ونفوذ(کنترل) دولت بر شرکت با شاخص های ارزش شرکت رابطه معنی دار وجود دارد.

وجود رابطه معنی دار .

فرضیه فرعی هشتم

بین شاخص راهبری شرکتها، میزان سهام شناور شرکت در بازار ، با شاخص های ارزش شرکت رابطه معنی دار وجود دارد.

وجود رابطه معنی دار .

فرضیه فرعی نهم

بین شاخص راهبری شرکتها ، شفافیت وافشاء در صورتهای مالی شرکت(که با  شاخص، مرجع حسابرسی صورتهای مالی شرکت ،نشان داده شده است ) ؛ با شاخص های ارزش شرکت رابطه معنی دار وجود دارد.

عدم وجود رابطه معنی دار .

فرضیه اصلی  دوم

بین سطح راهبری شرکتها وارزش بازار شرکت رابطه معنی دار وجود دارد.

وجود رابطه معنی دار .

فرضیه اصلی سوم

شرکتهای دارای سطح بالاتری از  شاخص راهبری شرکتها از ارزش بازار بالاتری برخوردار هستند.

اثبات متفاوت بودن

میانگین ها.

 (جدول1-8)

9- نتیجه گیری و پیشنهادات تحقیق:

نتایج بدست آمده ازاین تحقیق حاکی از آن است که شرکتهای ایرانی  که به نحو مناسبتری  راهبری می‌شوند ، بیشتر مورد توجه سرمایه‌گذاران ودر ضمن دارای ارزش بیشتری نیز می باشند. در واقع شرکتهای دارای  سطوح بالاتر استاندارد راهبری توانسته اند  به نحو مناسبتری ارزش شرکت ( ثروت سهامداران) را افزایش دهند.نتایج بدست آمده شامل موارد ریر می باشد.

اول ، چنانچه مدیر عامل یک شرکت شخصی جدا از اعضای هیئت مدیره شرکت باشد، این شاخص دارای رابطه مثبت با  شاخصهای ارزش شرکت خواهد بود یعنی شرکتهایی که دارای مدیر عاملی جدای از اعضای هیئت مدیره می باشند از ارزش بالاتری نیز برخوردارند. تفکیک وظایف مدیر عامل  از وظایف  هیئت مدیره موجب روشن شدن دامنه مسئولیت پاسخگویی و رفع ابهامات در زمینه وظایف این دونهاد می گردد ودر ضمن مدیر عامل مستقل  می تواند نقش موثرتری در راهبری مناسب شرکتها و ملحوظ نمودن منافع کلیه سهامداران وذینفعان داشته باشد.

دوم ، با توجه به نتایج بدست آمده از تحقیق حاضر افزایش نسبت‌ اعضای غیر موظف هیئت مدیره به اعضای موظف هیئت مدیره دارای تاثیر منفی بر  ارزیابی‌های بازار  از شرکت‌ها شده است  این امر نشان دهنده عدم آشنایی بازار با نقش اعضاء غیر موظف هیئت مدیره و همچنین عدم اهتمام این اعضاء در امر راهبری شرکتهایی که درآن به صورت غیر موظف عضو هیئت مدیره هستند ، می باشد. (عدم ایفای نقش نظارتی اعضاء غیرموظف هیئت مدیره) بنابراین پیشنهاد می گردد همانگونه که در متن آئین نامه  راهبری شرکتها ذکر گردیده است ، اکثریت اعضاء هیئت مدیره به صورت غیر مؤظف باشند و این نسبت افزایش یافته و در ضمن این اعضاء غیرمؤظف وظایف خود را راجع به تشکیل کمیته های مربوطه(از جمله کمیته حسابرسی ،کمیته انتصابات و..)وهمچنین گزارشات ویژه  کمیته های مربوطه از جمله گزارش پایداری شرکتها و..انجام دهند.

سوم ، میانگین سهامداری توسط مدیران  ارشد شرکت (اعضاء هیئت مدیره شرکت) دارای تاثیر مثبت در بالا بردن ارزش شرکتها در سطح شرکتهای ایرانی گردیده است . شرکتهایی که عمده سهامداران آن همان اعضای هیئت مدیره شرکت می باشند یا به بیانی دیگر  شرکتهایی که اعضاء هیئت مدیره از میان  سهامداران عمده شرکت انتخاب گردیده اند ؛ از ارزش بازار بالاتری نیز برخوردار می باشند.واین نشان می دهد مدیرانی که خود نیز مالک شرکت باشند، اهتمام وکوشش بیشتری را در جهت راهبری مناسب شرکت ودر نتیجه افزایش ارزش شرکت ، مصروف خواهند داشت.

چهارم ، میزان سهام تحت تملک سهامدار عمده  شرکت دارای رابطه مثبت  با  شاخص های  ارزش شرکت می باشد . در واقع این رابطه بیان می دارد شرکتهایی که قسمت اعظم سهام آنها در اختیار یک سهامدار بزرگ (عمده) می باشد از شاخص های ارزش بالاتری برخوردارند.واین رابطه نشان دهنده تمایل بازار سرمایه کشور به تمرکز سهام  در بازار سرمایه کشور وهمچنین نقش مؤثر سهامداران عمده در اعمال  مکانیسم های راهبری شرکتها در بازار سرمایه می باشد.

پنجم ،‌ بین شاخص شرکت اصلی یا فرعی بودن در بازار بورس کشور و شاخص های ارزش شرکت رابطه معنی دار وجود ندارد.

ششم ، هر چه  توزیع سهام در دست دومین سهامدار عمده شرکت تا سهامدار بالای یک درصد  شرکت بیشتر باشد یعنی ساختار توزیع سهام شرکت به نحوی باشد که سهام شرکت در مقادیر کمتر ولی در اختیار افراد بیشتری باشد ،نتایج بدست آمده نشان می دهد که  این حالت دارای رابطه منفی با شاخصهای  ارزش شرکتها می گردد. تمرکز سهام شرکت در دست سهامداران عمده به  غیر از کنترل و نظارت سهامداران موجب افزایش نظارت بر مدیریت شده و امکان کنترل موثرتر را برای شرکت تسهیل می کند و  همچنین در کاهش امکان نفوذگری بوسیله نظارت و کنترل سهامداران  مؤثر می‌باشد.و این رابطه نیز نشان دهنده گرایش  واستقبال بازار از تمرکز سهام شرکت نزد سهامداران عمده وعد م استقبال از توزیع گسترده سهام شرکت  می باشد و می توان این رابطه را به علت نقش موثر سهامداران عمده و بزرگ بازار سرمایه کشور در راهبری شرکتها دانست.

هفتم ،  شرکت‌های تحت مالکیت  وکنترل دولت تمایل دارند کم کارآمدتر باشند .به همین علت دولتی بودن شرکت موردبررسی یا تحت کنترل ونفوذ بودن از سوی دولت یا سازمانها ونهادهای دولتی وشبه دولتی دارای رابطه منفی با  شاخصهای ارزش شرکت می باشد.so-top1 ، متغیر اسمی است  که نشان‌دهنده این است که آیا بزرگ‌ترین مالک دولت است یا نه. ضریب همبستگی این متغیر با هردو شاخص ارزشیابی شرکت منفی می باشد.

هشتم ، بین شاخص راهبری  شرکتها،میزان سهام شناور شرکت در بازار سرمایه((float shares وشاخصهای ارزشیابی شرکت رابطه منفی وجود دارد یعنی آن دسته از شرکتهایی که سهام شناور بیشتری  در بازار دارند از لحاظ ارزشیابی بازار در سطح پائین تری قرار دارند. علت این امر  را می توان به دلیل عدم راهبری مناسب شرکت  به علت عدم وجود سهامداران استراتژیک برای  شرکت دانست.همچنین بالابودن سهام شناور آزاد منجربه افزایش عرضه سهام شرکت وسهولت دستیابی به سهام شرکت در بازار سرمایه  می گردد.

نهم ، باتوجه به نتایج به دست آمده از تحقیق حاضر در سطح شرکتهای پذیرفته شده در بازار بورس کشور ،بین شاخص راهبری شرکتها، میزان شفافیت وارائه  اطلاعات از سوی شرکتها وشاخص های ارزشیابی شرکتها رابطه معنی دار وجود ندارد. این شاخص ، با مرجع حسابرسی کننده شرکت (حسابرسان شاغل در بخش خصوصی یا سازمان حسابرسی کشور) بیان گردیده بود.

دهم ، به طور کلی نتایج بدست آمده از رابطه بین شاخص راهبری شرکتها و شاخص ارزش (Tobin q  ) بانتایج بدست آمده از ارتباط این شاخص ها با شاخص ارزش ((m/b، سازگار(مشابه) می باشند.

باتوجه به نتایج بدست آمده از پژوهش پیشنهادات تحقیق به شرح زیر می باشد:

1- با گسترش دامنه فعالیت شرکتها و نیازبه مدیران متخصص پیشنهاد می گردد به  منظور ، تقویت فرهنگ پاسخگویی و ارتقای شفافیت اطلاعات در شرکت‌ها و واحدهای اقتصادی که تمام یا بخشی از سرمایه آنها از طریق جمع زیادی از سهامداران  تأمین شده است ، مدیرعامل شرکت از اعضاء هیئت مدیره تفکیک شده تا هیچ نوع ابهامی در وظایف این دونهاد مهم در امر راهبری شرکتها بوجود نیاید.

2- باتوجه به نقش مهم اعضاء غیر مؤظف هیئت مدیره در راهبری شرکتها پیشنهاد می گردد سهامداران واعضای هیئت مدیره نسبت به نقش مهم  نظارتی این اعضاء آشناشده و همچنین این اعضاء نیز با وظایف و نقش خود بیشتر آشنا شوند تا بتوانند نقش موثرتری را در امر راهبری شرکتها ایفاء بنمایند. و همچنین اعضاءغیر مؤظف وظایف خود را راجع به تشکیل کمیته های مربوطه(از جمله کمیته حسابرسی ،کمیته انتصابات و..)و همچنین گزارشات ویژه کمیته های مربوطه از جمله گزارش پایداری شرکتها و... انجام دهند.

3- همان گونه که از نتایج تحقیق مشخص شد رابطه بین میانگین سهام اعضاء هیئت مدیره با شاخصهای ارزش شرکت، مثبت می باشد یعنی شرکتهایی که اعضای هیئت مدیره اغلب از بین سهامداران عمده انتخاب شده اند  از شاخصهای  ارزش بالاتری نیز برخوردار بوده اند ؛ لذا این امر لزوم نقش پر رنگ صاحبان سهام در تصمیم گیریهای مربوط به شرکت بالاخص حضور فعال در مجامع عمومی  وانتخاب ارکان تصمیم گیری و اداره شرکت  را نشان می دهد. 

4- نتایج بدست آمده از اغلب متغیرهای تحقیق حاکی از گرایش بازار سرمایه کشور به سمت تمرکز مالکیت سهام در دست سهامداران عمده ( نهادی) می باشد. یکی از دلایل تمرکز بازار وعدم حضور گسترده سهامداران  در بازار بورس عدم گسترش فرهنگ سهامداری  ویا پائین بودن  اعتماد عمومی به بازار سرمایه وجذابیت بازار بورس به عنوان یکی از منابع مهم سرمایه گذاری در بین عموم مردم می باشد لذا پیشنهاد می شود با ارائه راهکارها یی سعی در گسترش فرهنگ سهامداری و حضور گسترده سهامداران در بازار سرمایه شود.

5- همان گونه که از نتایج تحقیق مشخص گردید شرکتهایی که عمده سهامشان در اختیار دولت یا سازمانها و نهادهی دولتی وشبه دولتی می باشد از سوی بازار نیز با سطح کمتری ارزشیابی می شوند لذا پیشنهاد می گردد به منظور افزایش ارزش این  شرکتها سیاستهای  خصوصی سازی و واگذاری سهم دولت تداوم یابد.

6- همان گونه که از نتایج تحقیق مشخص گردید شرکتهایی که دارای سهام شناور آزاد بیشتری در بازار سرمایه باشند از ارزش بازار کمتری برخوردار می باشند و همچنین این شاخص دارای رابطه منفی با شاخص کلی راهبری شرکتها می باشد واین امر به علت عدم تمایل و حضور فعال سهامداران کوتاهمدت (خریداران وفروشندگان سهام شناور آزاد شرکتها) در راهبری شرکتها می باشد.لذا پیشنهاد می گردد با ارتقاء مسئولیت پاسخگویی مدیران در قبال کلیه سهامداران وهمچنین آشنا ساختن سهامداران از حقوق واختیاراتشان ،نقش دارندگان این گروه سهام، در راهبری شرکتها افزایش داده شود.در ضمن این نتیجه  نشان  دهنده ضرورت تشکیل نهادی برای حمایت و متمرکز کردن حقوق سهامداران اقلیت (سهامداران جزء) در بازار سرمایه کشور می باشد.

7- پیشنهاد می گردد  با اجرایی شدن آئین نامه راهبری شرکتها و ساز وکارهای نظام راهبری در سطح شرکتهای پذیرفته شده در بازار بورس ،کارآیی بازار سرمایه و همچنین اعتماد عمومی  نسبت به این بازار ، ارتقاء یابد.

        9- همان گونه که بیان گردید در دید کلی شرکتها نه تنها در برابر سهامداران ومالکان و سایر گروههای ذینفع مسئولیت دارند بلکه در یک دید کلی شرکتها در برابر گروه ذیفع بزرگتری به نام جامعه مسئولیت پاسخگویی دارند ،برای حصول اطمینان از ایفای مسئولیت پاسخگویی بنگاه‌های اقتصادی در مقابل عموم و افراد ذینفع بایستی نظارت و مراقبت کافی به عمل آید . اعمال نظارت و مراقبت در این زمینه مستلزم وجود ساز و کارهای مناسبی است . از جمله این ساز و کارها ، طراحی و اجرای نظام راهبری مناسب در شرکت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی است .لذا پیشنهاد می گردد مقامات قانونگذار در تدوین مقررات وآئین نامه های مربوطه این امر را مد نظر قرار دهند.

       10- پیشنهاد می گردد که با گسترش مطالعات و ادبیات نظری نظام راهبری شرکتها فعالان بازار بورس،اعضاء هیئت مدیره شرکتها،سهامداران ، شرکتهای حسابرسی، پژوهشگران و.... با مباحث راهبری شرکتها بیشتر آشنا شده تا بتوانند به نحو مناسبی  به ایفای نقش در نظام  راهبری شرکتها و نتیجتاً تاثیر بر افزایش ارزش شرکتها بپردازند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع:

حسّاس یگانه،یحیی،1384-«فلسفه حسابرسی» تهران ،انتشارات علمی وفرهنگی

جهانخانی ،علی-پارسائیان،علی،1376«مدیریت سرمایه گذاری وارزیابی اوراق بهادار» تهران،انتشارات دانشگاه تهران ،دانشکده مدیریت وحسابداری

مسعودی،محمود رضا، مسئولیت مدنی مدیران در شرکتهای سهامی، پایان نامه کارشناسی ارشد-دانشگاه تهران،دانشکده حقوق1380،به راهنمایی حسین فخاری،استاد مشاور:نصراله ابراهیمی

شاه صاحبی،سید مصطفی،بررسی تاثیر ساختار مالکیت بر بازده سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد-دانشگاه آزاد اسلامی (واحد علوم وتحقیقات)،دانشکده مدیریت1380،به راهنمایی قدرت اله طالب نیا،استاد مشاور:نقی بهرامفر

حساس یگانه ،یحیی،مفاهیم حاکمیت شرکتی،حسابدار،سال نوزدهم،شماره صد و شصت وهفت،(34-32)

حساس یگانه ،یحیی، حاکمیت شرکتی و کیفیت گزارشگری مالی،حسابدار رسمی،سال اول،شماره اول،(45-79)

حساس یگانه ،یحیی،مبانی نظری حاکمیت شرکتی،حسابدار،سال بیستم،شماره صد و شصت وهشت،(10-16)

بولو، قاسم ، نظام راهبری شرکت وتاثیر آن برکیفیت سود ،بورس،سال پنجم،شماره پنجاه ودو،(8-11)

مجموعه مقالات«سمینار حسابرسی داخلی و نظام حاکمیت شرکتی»، تهران،آذرماه 1384

                            

Jill Solomon and Aris Solomon,Corporate Governance and      accountability, Wiley, (2004)       

 

Edward I. Altman, Edith Hotchkiss"Corporate Financial Distress   and Bankruptcy: Predict and Avoid Bankruptcy, Analyze and Invest in Distressed Debt-January 2005

 

Chong-En Bai, Qiao Liu, Joe Lu, Frank M. Song, and Junxi Zhang(2002) "Corporate Governance and Firm Valuations in China" Working Paper, The University of Hong Kong

 

La Porta, Rafael, Flowrencio Lopez-de-Silanes, Andrei Shleifer, and Robert W.Vishny, 2002, Investor protection and corporate valuation, Journal of Finance, 57,1147-1170.

 

Gompers, P., J. Ishii and A. Metrick,( 2003)“Corporate Governance  and  Equity  Prices Quarterly Journal of Economics 118, 107-15 

 

  Ashbaugh, H. D. Collins, and R. LaFond. (2004). "The effects of corporate governance on firms’ credit ratings". Working Paper, University of Iowa

 

Choong Tze, Chua Lee Kong(2003) Chian School of Business"Corporate Valuation around the World:The Effects of Governance, Growth, and Openness" Singapore Management University.

 

Jan Mahrt-Smith , Amy Dittmar(2005) "Corporate Governance and the Value of Cash Holdings" University of Michigan University of Toronto,may 2005

 

Juan Manuel García Lara, Fernando Penalva, September(2005) "Accounting Conservatism and Corporate Governance" Universidad Autónoma de Madrid, Lancaster University .

 

Senay Agca and Sattar A. Mansi(2005) "Corporate Governance, Managerial Ownership, and Firm Leverage"Department of Finance School of Business George Washington University.

 

 

 

 

 

 

Corporate Governance  and  Firms Valuations  in Iranian Corporations.

 

Rohollah. Rajabi* Ali.Khodabakhshi**[14]

 

Abstract:

         Does a  firm’s corporate governance practice affect its market  value? Are shareholders in Iran willing to  pay a premium  for good governance standard? This paper examines these important  corporate  governance  issues in iran .We identify a comprehensive set of  governance  mechanisms for Iranian listed companies in Tehran stock exchange  and  construct  relevant measures  for  each  of  them .  We  then  create  a rating  index,  named  the  G index, to reflect  the  overall  level  of  governance  practice  for  Irans’s listed  companies .  We  find  that  better-governed companies  according  to our  index  are  associated with  higher stock market  valuation.  We further identify the effects on valuation of each  corporate governance mechanism. Our results  indicate that  good corporate governance  matters greatly in Iran’s emerging stock market and Iranians  investors  are willing  to pay a significant premium for better governance  standard.

Keywords:

Corporate governance ,firms valuation,governance index

 

 



*  استادیار گروه حسابداری دانشگاه اصفهان

** عضوهیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان(مکاتبه کننده)

 

-1accountability

-2corporate governance

-3stakeholders

-1transparency

-2insider informations

-1audit committee

-1tobin q

-1corporate governance index

   (1

James Tobin (Yale University-1969)-1

MVCS   + BVLTD   + BVINV  +  BVCL   -  BVCA                                                                    -  1

                  tobin q

BVTA                                               

 

MVCS

                                                                                  =  (m/b )                                      - 2

BVTA

Isfahan univercity,  accounting & *assistant professor factually of management

Azad university(dehaghan branch)., accounting,M.A **

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن کاظمی  |